تبلیغات
آموزگار من - علل گرایش به سیگار

پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.....


Admin Logo
themebox Logo



آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر




تاریخ:جمعه 13 بهمن 1391-11:56 ق.ظ

نویسنده :سوران داروند

علل گرایش به سیگار

علل گرایش به استعمال دخانیات و عادت به سیگار را می توان به سه مرحله تقسیم کرد:

1_ مرحلۀ اول: با منشا استعدادهای روانی آغاز می گردد.

2_ مرحلۀ دوم: با منشا استعدادهای عادت و غریزۀ تقویت یافته، شکل می گیرد.

3_ مرحلۀ سوم: با منشا عادت روحی و عادت عضوی و عادت بیولوژیک در وجود شخص تثبیت می گردد.

مرحلۀ اول: استعدادهای روانی

قبل از هر چیز، استعدادهای روانی مختلفی (با منشا موروثی یا اکتسابی) از قبیل استعدادهای تلقین پذیری از محیط و اطرافیان، تقلید کورکورانه، بی اطلاعی و ناآگاهی، زمینۀ این گرایش را فراهم می کند. سپس احساس های درونی چندی که مهمتر از همه خود کم بینی و احساس حقارت و عدم اعتماد به نفس و ضعف یا نقص یا رشد نیافتگی شخصیت آن را تشدید می کند که غالبا با اعتماد بیش از حد به دیگران همراه است و نقش اساسی در گرایش به اعتیاد را بازی می کند، به طوری که اگر نوجوانی اولین بار، سیگار کشیدن را در افراد بی سواد یا اطفال یا خردسالان کوچکتر از خود یا کسانی که در جامعه شغل یا مقام پایین تری داشتند مشاهده می نمود، و یا سیگار از جمله عادات و سرگرمی های مخصوص فقرا و افراد بی نام و نشان و فاقد شخصیت اجتماعی بود، از مشاهدۀ آن به احتمال، چنان از سیگار و سیگار کشیدن متنفر می گردید که تا پایان عمر حتی یک بار هم هوس سیگار کشیدن به دل راه نمی داد. ولی پول پرستان و تولید کنندگان سیگار هوشیارتر هستند، با پول بی حد و حسابی که از فروش سیگار به دست می آورند چنان بهخ تبلیغات جذاب و اغفال کننده می پردازند که گویی سیگار کشیدن مخصوص انسان های با شخصیت است. آن ها با پول متاسفانه هنر پیشه های درجۀ یک جهان را می خرند و به آن ها دستور می دهند که چگونه سیگار را بر لب بگیرند تا جذبۀ بیشتری داشته باشد. از همه مهم تر متاسفانه آن نوجوان یا فلان نادان، وقتی این خطای آشکار را اولین بار از بزرگتر از خود (از نظر سن و سال و شهرت و مقام) در ردیف معلم، استاد، تاجر، و مدیر ارشد و حتی طبیب، سیاستمدار یا دانشمند می بیند، آنگاه در اثر تداعی از طریق واکنش های روانی، آن را وسیله ای از وسایل ابراز شخصیت و نشانۀ ارتقای ارج و مقام می پندارد؛ لذا از ابتدا اکثریت مردم، دانسته یا ندانسته تمایل پیدا می کنند تا به چنین مقام و برتری خیالی دست پیدا کنند. بنابراین اولین سیگار با تمهید چنان مقدماتی روشن می شود و علل و عوامل بعدی پس از مدتی بدان عادت غلط می پیوندد و به تدریج به آن شکل می دهند و بالاخره در ردیف اعمال حیاتی آن را در فرد تثبیت می کنند.

مرحله های دوم و سوم: عادات غریزی و روحی، و عضوی و زیستی :

وقتی اولین سیگار به هر جهت و به هر علتی دود شود، سرعت فراگیری نااگاهانۀ اعمال عضوی مربوط بدان (به لب و دهان گرفتن و مکیدن و ...) و به طور کلی عادت به سیگار کشیدن، با استعدادهای غریزی و عادت عضوی گذشته، رابطۀ مستقیمی دارد و بزودی این عمل بی سابقه، برای لب ها و دهان و اعضای مختلف دستگاه تنفس (که در عمل مکیدن و فروبردن دود نقش دارند) به علت مسبوق به سابقۀ بودنش از دوران شیرخوارگی، به صورت نوعی عادت عضوی قوی و موثر در می آید.

نکتۀ مهم و حساس آن است که عمل گرفتن سیگار با لب ها و مکیدن آن بر خلاف سایر مراحل عادت به سیگار، عملی نیست که اعضای بدن نسبت به آن بیگانه باشند. چرا که هر انسانی نیز مانند نوزاد تمام پستانداران، بلافاصله پس از تولد، اولین کاری که به طور غریزی و نیاموخته انجام می دهد عبارت است از تنفس و مکیدن پستان مادر، که از چند ماه تا چند سال این عمل به همان ترتیب تکرار می شود. در انسان علاوه بر این که دست کم دو سال عمل مکیدن پستان مادر (یا شیرخواری) ادامه دارد، به علت مشکلات باز گرفتن از شیر (ترک عادت مکیدن برای لب ها و دهان) بلافاصله شیشۀ شیر یا «پستانک» جایگزین آن می شود. مدت یکی دو سال و گاهی بیشتر، عمل مکیدن (و عادت عضوی لب ها و دهان) به دنبال دو سال مکیدن پستان مادر تکرار می شود. یعنی در حقیقت قدم به قدم با سیر تکامل جسمی و رشدی فکری و روحی خود کودک، این عادت نیز سیر تکاملی خود را طی می کند، و کامل تر و حساس تر می گردد، به طوری که در همۀ خانواده ها از شیر باز گرفتن کودک، خود «مساله ای» است و کاری ساده نیست. ظاهرا چنین به نظر می رسد که مساله مربوط است به امر تغذیه به امر تغذیه از شیر و نیازهای بدن کودک، ولی در عمل، درست مخالف آن به اثبات می رسد، زیرا باز گرفتن از شیر، خود چندان مهم و با واکنش های روانی و بیولوژیکی عادت در بدن همراه نیست و در آن سن و سال، نرسیدن شیر (به عنوان غذا) به بدن، موجبات چنان واکنش های حاد و گاه غیر قابل تحمل را در کودک فراهم می سازد که منجر به «ناآرامی» و «بی تابی» و یا پدیده های عادت ثانوی (مانند مکیدن نوک انگشت یا وسایل نرم مانند لاستیک و غیره) گردد، چرا که بنا به اقتضای سن و سال کودک و رشد جسمی او، دیگر شیر غذای اصلی او را تشکیل نمی دهد. علاوه بر آن معمولا از سال دوم زندگی، برخی مواد غذایی علاوه بر شیر به کودک می رسد که بدن از وابستگی کامل به ترکیبات انحصاری شیر رها می گردد. لذا این واکنش های حاد که در سر تا پای وجود کودک (از نظر جسمی و روحی) با باز گرفتن از شیر عارض می گردد، تنها مربوط است به «ترک عادت مکیدن»، به طوری که تمام ناآرامی ها و بی تابی ها و واکنش های دیگر ناشی از آن با یک پستان کاذب و بدون شیر مانند «پستانک» فرو می نشیند. پس مسلم می شود که تا چه اندازه «عادت مکیدن» در اعماق روحی کودک نفوذ کرده است که «ترک آن» چنان پیامدهایی دارد. یعنی هرگز نباید توقع داشت عادتی که مدت حدود دو سال که در نهاد کودک به وجود آمده برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود بلکه عملا آثار و بقایای این عادت با تمام سازوکاری که ایجاد کرده است، در نهاد شخص (در شعور باطنی او) با دقت ضبط می شود و هر موقع که زمینه بازگشت آن فراهم شود، دوباره زنده و فعال خواهد شد.

بنابراین گرچه از سنین چهار پنج سالگی ظاهرا این عمل به دست فراموشی سپرده می شود اما هرگز در سازوکار ایجاد و ادامۀ چنان عادتی تغییری حاصل نمی گردد، زیرا آثار کنترل و اداره و حفظ نظم عملی که بدان عادت کرده است هم در شعور باطنی و هم در مراکز مغزش، به صورت استعداد نهفته باقی می ماند که استعدادی است بالقوه و می تواند در هر لحظه با جمع شرایط لازم به صورت بالفعل درآید، مانند کلیۀ اعمال غیر ارادی عادت یافتۀ عضوی، که اجرای آن پس از سال های سال متروک ماندن در کمال سهولت تحقق پذیر خواهد بود. چنان که در ورزشکاران با سابقه این امر مشاهده می شود که مثلا کشتی گیری پس از 25 سال دور ماندن از کشتی، وقتی روی تشک می رود با زیبایی و درستی دو خم حریف را می گیرد و با همان مهارت و چابکی گذشتۀ دور، فنون آموختۀ قبلی را تکرار می کند.

بدین ترتیب کشیدن اولین سیگار در حکم محرکی است برای تداعی و تکرار عمل مکیدن دورۀ شیرخوارگی برای لب ها و دهان که در طفولیت به حد کافی تمرین شده و با کشیدن اولین سیگار و با مختصر تمرین و تکرار بعدی شکل می گیرد و به صورت عادتی ثابت تر بر جای می ماند.

نتیجه:

سیگار در سنین بالاتر از دوران کودکی، چیزی جز همان «مشغولیت بچه» نیست تا با اشتغال ذهنی ناآرامی ها و بی تابی های دورۀ سالمندی و جوانی و بلکه نوجوانی را برطرف سازد.



نظرات() 
نوع مطلب : تندرستی 
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:31 ب.ظ
If you would like to improve your know-how just keep visiting this site and be updated with the newest information posted here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر